مرا غرض ز نماز آن بود كه يك ساعت

غم فراق تو را با تو زار بگزارم

وگرنه اين چه نمازى بود كه من بى تو 

نشسته روى به محراب و دل به بازارم 

   روزى آخوند ملا عبدالله شوشترى،به ديدار شيخ بهائى رفت.ساعتى نزد شيخ بود تاآنكه بانگ اذان فراز آمد.
شيخ بهائى به مولانا (ملا عبدالله شوشتري) گفت:«همين جا نماز بخوانيد تا نماز هم به شما اقتدا كنيم و به فيض جماعت‏
برسيم‏».مولانا(عبدالله شوشتري) تاملى كرد،و نپذيرفت كه نماز را در خانه شيخبخواند،بلكه برخاست و به خانه خويش رفت.
از او پرسيدند:«چگونه خواهش شيخ را اجابت نكرديد،و نماز را در خانه شيخنخوانديد،با اينكه درباره خواندن نماز در اول
وقت اهتمام داريد؟».در پاسخفرمود:«قدرى در حال خود تامل كردم،ديدم چنان نيستم كه اگر شيخ پشت‏سر مننماز بخواند،
فرقى نكند،بلكه در حالم تغيير پيدا مى‏شود،لاجرم اجابت نكردم‏». 
صبر خدا<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم كه اول ظلم را مي ديدم از اين مخلوق بي وجدان  جهان را با همه زيبايي و زشتي به روي يكدگر ويرانه مي كردم

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم كه در همسايه صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم نخستين نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه مي كردم

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم كه ميديدم يكي عريان و لرزان ، ديگري پوشيده از صد جامه رنگينزمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم نه طاعت مي پذيرفتم نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده پاره پاره در كف زاهد نمايان سجده صددانه مي كردم

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم براي خاطر خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد بي سامان هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو آواره و ديوانه مي كردم

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم به گرد شمع سوزان  دل عشاق سرگردانسراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي كردم

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم به عرش كبريايي با همه صبر خداييتا كه مي ديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده خواري مي فروشدگردش اين چرخ را وارونه بي صبرانه مي كردم

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم كه مي ديدم مشوش عارف و عامي ز برق اين علم عالم سوز مردم كشبه جز انديشه عشق ووفا معدوم هر فكري در اين دنياي پر افسانه مي كردمعجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم همين بهتر كه او خود جاي جود بنشسته ، تاب تماشاي تمام زشتكاري هاي  اين مخلوق را داردوگرنه من بجاي او چو بودم يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي كردمعجب صبري خدا دارد عجب صبري خدا دارد معيني كرمانشاهي

/ 10 نظر / 12 بازدید
shamim

سلام خوشا نمازی که نماز باشه اللهم الرزقنا .التماس دعا فراون اللهم عجل لوليک الفرج بفدای مولای غريبمون يامولا علی ادرکنا بظهورالحجة

حاج حمید

با سلام و عرض ادب و احترام و تسليت اربعين حسينی. خاطرات سفر به کربلا-۲ را در وبلاگ سايتم نوشتم خوشحال ميشم بهم سر بزنيد. خدا نگهدار و التماس دعا

حسین

سلام ...آقا مهدی گل ...خوشحال هستم که آپديت ميکنی. اربعين حسينی را تسليت ميگويم...التماس دعا

الهدي

سلام.اولين باره که به وبلاگ شما ميام.از آشنايی با وادی خوشحالم و استفاده می کنم انشالله.التماس دعا.ياعلی.ع.

heidar

سلام آقا شیخ مهدی : خوبی عزيز ... لختی تامل کنيد که نماز را هم بجماعت بپا داريم ....وبعد با هم يه دست چلوکباب سلطانی دپش بزنيم (البته بحساب شيخ )... باحال بود ... یاعلی

عليرضا

با سلام. اعظم الله اجورنا. انشاءالله خداوند به ما توفيق ترك ريا در اعمال را عنايت فرمايد. ياعلي، التماس دعا.

مهدي (بچه هاي قلم)

بسمه تعاي ** دوست عزيز سلام. از اينكه به وبلاگ من سر زديد ممنون.انشا الله در راهي كه پيش گرفتيد موفق باشيد.با اجازتون به وبلاگتان لينك دادم. ياعلي مدد

قلی

وادی وادی عشق است و سرزمين نياز....ايول....دمت گرم

ح

سلام. عجب!! خدا خودش درستمون کنه. من که دیگه خسته شدم.

m8828_ras2001@yahoo.com

سلام.آقا قصه ی رسول ترک رو ميگی؟